logo
  • چه جمعه هاكه يك به يك غروب شد نيامدي

    چه بغضها كه در گلو رسوب شد نيامدي

    براي ما كه خسته ايم ودل شكسته ايم، نه / ولي براي عده اي چه خوب شد ، نيامدي/ تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام / دوباره صبح، ظهر، نه / غروب شد ، نيامدي.

  • السلام عليك ياأباعبدالله

    وعلي الارواح التي حلت بفنائك عليكم مني جميعا

    سلام الله أبدا مابقيت وبقي الليل والنهار ولاجعله الله آخر العهد مني لزيارتكم

۱۶
سید پیام
۵تیر

 

آقا هم معجزه کلامی دارند هم عملی

در آن جلسه دیدم مجلس خیلی خشک است و به مقام معظم رهبری عرض کردم که به ما می‌گویند سه دقیقه صحبت کن اما پس از ۳۰ ثانیه می‌گویند برو.

حضرت آقا چندلحظه‌ای را خندیدند و ما شروع به شوخی با ایشان کردیم و کار به جایی رسید که ایشان به صورت و فک من که یادگاری از خاطرات دوران دفاع مقدس است، دست زدند و از آن پس فک من که قبل از آن بسیار درد می‌کرد و قفل می‌شد، بهبود یافت.

مقام معظم رهبری دو معجزه دارد؛ یکی کلامی و دیگری عملی که معجزه عملی ایشان را من به خوبی احساس کردم و در معجزه کلامی هر حرفی که ایشان بیان می‌کنند، صحت دارد و اتفاق می‌افتد.

پس از ۸ ساعت که در سردخانه بودم، متوجه شدند زنده‌ام

در عملیات والفجر ۸ ترکش راکت هیلکوپتر به زمین برخورد کرد و به قاعده یک ساتور به صورت من خورد و صورت من پاشید و پس از آن درگیری به وجود آمد و زمانی که روی برانکارد قرار گرفتم، خمپاره ۶۰ به زمین خورد و روده‌های من بیرون آمد که پس از آن من را دمر خواباندند تا خون در گلویم گیر نکند که دنده و کتف من آسیب دید.

[تصویر:  177719_842.jpg]

ما را سوار آمبولانس کردند اما به آمبولانس خمپاره خورد و بدن ما سوخت. ماجرا در همین جا پایان نیافت و قرار شد ما را با قایق به عقب ببرند که به قایق هم خمپاره خورد و واژگون شد و من را وارد سردخانه کردند و پس از هشت ساعت متوجه شدند که زنده هستم.

۱۵ عمل جراحی بر روی بدن من انجام شد که تا حدودی چشم نابینایم، بینا شد و بویایی و شنوایی ام ضعیف است. سمت راست صورت، لثه و دندانم وجود ندارد و فک و صورت من بسیار دردآور است به صورتی که دندان‌هایم خود به خود می‌شکند.

رزمنده ای که به زور و اجبار توانستیم به عقب ببریمش

در تپه دو قلو مسئول محور بودم که تعدادی نیرو برای ما فرستادند و در جلسه توجیهی به نیروها گفتیم که در هوای گرگ و میش و همراه با کلاهخود و وسایل کامل خارج شوند.

نیروهایی از اسلام‌شهر آمده بودند که هیکلی و بزرگ بودند و خبر آمد که یکی از این نیروها یک تخته گذاشته و یک چاقو را به سمت تخته رها می‌کند و هرکاری کردیم به عقب برنمی گشت و سپس آمدند در سنگر و دعا کردند و در همان لحظه یک خمپاره به زمین اصابت کرد و به هیچ کسی آسیبی نرساند و تنها یک ترکش به کتف وی برخورد کرد و گفتیم حالا وقتش است که به عقب بفرستیمش.

به زور و اجبار آن رزمنده را وارد آمبولانس کردیم و روی آن نشستیم تا حرکت نکند و مدت زمان ۱۲ دقیقه‌ای تا بهداری راه بود و بعد از پنج دقیقه گفت: بدنم دارد می‌سوزد که ما گفتیم ترکش‌ها وارد ریه‌های شما شده است.

پس از هفت دقیقه گفت: خیلی بدنم می‌سوزد و ما اهمیت ندادیم و پس از ۱۰ دقیقه شروع به فحاشی و ناسزا گفتن کرد و پس از ۱۲ دقیقه به بهداری رسیدیم و زمانی که در آمبولانس باز شد به بیرون پرید و دیدیم که از پشت این رزمنده دود بلند شده است.

این دود حاصل چسبیده شدن اگزوز به کف ماشین بود که از شدت گرما جای اگزوز به همراه پیچ‌های آن پشت آن رزمنده نقش بسته بود و آن شدت سوختن از گرمای اگزوز بود.

زریبافان مرد بسیار خوبی است؛ زیرا ایشان، ثمره هاشمی و علی‌آبادی زمانی که در گروه احمدی نژاد بودند هیچ حرف و حدیثی پشت سر آنها نبود.

از زمانی که مشایی این افراد را جا به جا کرد، در جایی گماشته شدند که هیچ تخصصی نداشته و نتوانستند موفق ظاهر شوند و در مقابل آقای رحیمی را آوردند و نحوه کار تغییر کرد.

آقای زریبافان این کاره نیست و زمانی که در شورای شهر قرار داشت نمی‌توانست حرف بزند و تقصیری هم ندارد.

آقای خیرآبادی جانباز ۷۰ درصد، مدت زمان ۲۰ سال در بنیاد شهید کار اقتصادی می‌کرد که ایشان را به بقیه الله آوردند و از توانایی وی استفاده می‌کنند و کسی را به جای او گماشتنه اند که کارهای مالی را انجام ‌دهد که هیچ چیزی از مشکلات مالی متوجه نمی‌شود.

این هفت هکتار را باید در اختیار همه جانبازان قرار دهند و همه جانبازان قطع نخاعی باید اتاقی جداگانه داشته باشند تا زمانی که همراه همسرش به مدت چند روز به زیارت مشهد مشرف می شود، جایی برای ماندن داشته باشد، من در همین مکان به زمین خورده ام و تا ۱۲ ساعت بر روی زمین افتاده بودم تا توانستم خود را به تلفنی برسانم که خبر دهم تو رو خدا به فریاد من برسید.

باید به جانبازان قطع نخاعی رسیدگی بیشتری شود و به این جانبازان اتاقی دو تخته بدهند و ما خود تصمیم می گیریم که هر هفته نوبت چه کسی خواهد بود.

مگر چند تا جانباز قطع نخاعی در تهران وجود دارد؟ تعداد آنها بیشتر از ۴۰۰ نفر نمی شود؛ یعنی ۱۰۰ اتاق ۲۰ متری بیشتر نمی خواهند.

به بنیاد شهید پیشنهاد داده شد که شش میلیارد می گیرند و مجهزترین بیمارستان خاورمیانه را برای جانبازان قطع نخاعی می سازند که مورد موافقت قرار نگرفت؛ چرا که متولی این امر، آقای زریبافان برای این کار ساخته نشده است.

به عنوان مثال دارویی را یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان خریداری کردم که بنیاد تنها ۲۰۰ هزار تومان آن را به من پرداخت کرد.

آقای زریبافان نمی دانند جانباز یعنی چه! پا، چشم، پدر، مادر، همسر و فرزند همه خوب و عزیز هستند، اما تا زمانی که آن را از دست ندهیم متوجه آن نمی شویم. آقای زریبافان شما چه چیزی را از دست داده اید؟

جانباز قطع نخاعی برای مسافرت تنها می تواند یک همراه با خود ببرد که برای این کار نیز باید دوندگی های زیاد و بروکراسی اداری را طی کند که در انتها بلیط یک طرفه صادر می کنند.

سیاست بنیاد شهید و جانبازان زمانی صحیح است که قبل از آنکه جانبازان مراجعه کنند، مسئولین کار آنها را انجام دهند و تمام این مشکلات از نداشتن متولی سرچشمه می گیرد؛ چرا که ما در بنیاد شهید متولی نداریم.

[تصویر:  177720_919.jpg]

۵۰۰۰ تابلوی پارک معلول در تهران وجود دارد که ۹۵ درصد آن را افراد عادی استفاده می کنند، در صورتی که در خارج از کشور کسی حق ندارد چنین حرکتی را انجام دهد.

چرا از جانباز سالاری حرف نمی زنید؟ متاسفانه متولی و انجام دهنده کار در بنیاد شهید در بن بست مالی قرار گرفته و حتی پول داروی جانبازان را نیز پرداخت نمی کنند، در عوض آقای زریبافان برای عرض ارادت به آقای رضازاده ۲۰۰ میلیون تومان هدیه می دهد. آقای زریبافان به چه دلیل و با چه توجیهی به اقای رضازاده ۲۰۰ میلیون تومان داده اید.

آنها به جای اینکه متولی ما باشند، مانع ما شده اند که این کار بسیار غلط است.

جانبازان مشکلات بسیاری دارند؛ مسکن آنها خراب است، در جای بسیار بد زندگی می کنند، مشکل درمان دارند که به آن توجه نمی شود، هزینه درمانی داروهای آنها نیز پرداخت نمی شود.

یک حج ما را برده اند که در این سفر جانبازان همراه داشته اند که بنیاد شهید پس از سفر با همراهان ما تماس گرفته و از آنها سوال کرده اند و گفته اند که حج را دولتی رفته اید یا آزاد؟ چقدر پول ریخته اید و در چه حسابی ریخته اید، به چه دلیل باید چنین کارهایی از سوی بنیاد شهید صورت گیرد.

می خواهم بگویم تنها جانباز است که می تواند جانباز را درک کند؛ بنابراین باید یه فرد جانباز برای رسیدگی به کارهای ایثارگران و جانبازان انتخاب شود.

پیام من به مسئولان این است که ما در بنیاد شهید و امور ایثاگران و جانبازان متولی نداریم، به ما متولی بدهید؛ زیرا آقای زریبافان و هر شخص دیگری که جای ایشان بوده و قرار است بیاید نمی تواند متولی ما باشد و بنیاد باید بار دیگر زیر مجموعه مقام معظم رهبری قرار بگیرد.

”جانبازی که در سردخانه زنده شد+تصاویر“ دارای ۱۶ نظر است.

  1. تنهاترین می‌گه:

    سلام همسنگر….

    به منم سر بزن….افتخار تبادل لینک میدی؟

  2. الف م می‌گه:

    سلام داداش بزرگوار . خوبین ؟ آخ که این پستتون چقدر زیبا بود و انگار حرف دل امثال ماهاست . من بارها به مادرم هم این حرف اون جانباز عزیز رو گفته بودم که تنها جانباز است که می تواند جانباز را درک کند؛ بنابراین باید یه فرد جانباز برای رسیدگی به کارهای ایثارگران و جانبازان انتخاب شود. ولی کو گوش شنوا . اصلا در بنیاد به تنها چیزهایی که توجه نمیشه امور جانبازانه . بارها میخواستم برم به مسئول بنیاد بگم که اگه این جانبازان و خونواده های شهدا نبودن مگه اصلا ساختمون بنیادی هم بود که شما رئیسش باشین ولی نشد . انگار که این بنیاد ارث پدرشونه . ببخشید سرتونو درد آوردم . این قصه سر دراز داره ……..
    با پست : دل واژه بروزم و منتظر نظراتتونم .
    قدم رنجه بفرمایین .
    التماس دعا

  3. صالحون می‌گه:

    فرمانده مرخصی بود ? تلگراف زدند عملیات است برگرد!
    این پیغام با بقیه پیغام ها فرق می کرد .
    نگاهش را می دزدید…
    از چه؟!
    از چشمان دختر سه ساله اش …
    نمیخواست آخرین لحظه خداحافظی دلش در زندان دنیا بماند…
    برگی از زندگی سردار شهید موسی الرضا خراسانی
    جهت خواندن زدگی نامه این شهید بزرگوار در سالروز شهادت ایشان (۸تیر) قدمتان را برچشمانمان بگذارید…
    منتظرتان هستیم…
    با شهدا … تا شهادت

  4. منصوره می‌گه:

    سلام داداش پیام خوبین سلامتین؟
    برای مطالب زیبا ودلنشینی که میزاری خیلی ممنون
    منکه کلی استفاده میکنم.دایی منم جانبازه خیلی مظلومه ترکش به سرش خورده بوده زودعصبی میشه ولی باتمام وجودجلوی عصبانیتشومیگیره وخیلی مهربونه .
    التماس دعا

  5. ناشناس می‌گه:

    سلام فرق وبلاگ و سایت چیه که وبلاگ رو رها کردین

  6. یارب جمعه است عطا برهمه ده / برماتم و اندوه همه خاتمه ده /پایان غم همه ، ظهور مهدیست / تعجیل فرج به مهدی فاطمه ده

    اللهم عجل لولیک الفرج

    بروزم….

  7. بسم الله الرحمن ارحیم
    سلام علیکم
    به مدد خداوند متعال توانستیم وب سایتی را با محوریت شهدا و رهبری ایجاد کنیم
    که شما عزیزان می توانید با ورود به این وب سایت و عضویت در آن از امکاناتش بهره مند بشوید وما را در این راه یاری برسانید.
    عنوان سایت:کبوتران زمینی
    http://www.k-zaminy.ir : آدرس سایت
    شهادت را نه در جنگ که در مبارزه می دهند ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم غافل از آنکه شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .
    التماس دعا

  8. الف م می‌گه:

    سلام داداش جون کجایین ؟ ای باباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    به این پستم دعوتین : قربتا الی الیار
    التماس دعا

  9. منتظر می‌گه:

    بسم الله الرحمن الرحیم [گل] اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[گل]

    با سلام و احترام[گل]

    « وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»

    ولادت یگانه ی عالم هستی ، ریشه کن کننده ظلم ظالمان ، وستم ستم گران ،

    تجدید کننده فرائض و سنن فراموش شده ، احیـاء کننده قـرآن کـریم و حدود آن ،

    نابود کننده شـرک و نفـاق ، محو کننده اندیشه های باطـل و هواهـای نفسانی ،

    از بین برنده دروغ و افتراء ، برپا کننده استوانه های محکم قسط وعـدل و انصاف ،

    موعود امم ، بقیت الله الاعظم ، حضرت اباصالح المهدی(عج) مبارک[گل][گل][گل]

  10. امین می‌گه:

    سلام داداش جون بی وفا ، خوبین ؟
    با بدون شرح ۶ بروزم و مثل همیشه منتظر حضورتونم .
    التماس دعا

  11. الف م می‌گه:

    سلام داداش جون خوبین ؟ برادر زادم چطوره ؟ اشتباه شده . امین اسم داداشمه که ثبت شده .
    نه چیزی نیست مخاطب خاصش بابامه . آخه همه تو نظرام اشاره کردن که درد و دلم با خداست که من نوشتم مخاطب خاص دارد . درد و دل پدر و فرزندی بود .
    چشم . شما هم مراقب سلامتیتون باشین . راستش بیشتر دلم میخواد تو وبم فعال باشم . شرمندتون شدم .
    التماس دعا

  12. الف م می‌گه:

    سلام داداش سید
    به به چه اتفاق قشنگی خیلی خیلی به شما و همسر محترمه تون تبریک میگم هم تولد همسرتون و هم سالگرد ازدواجتون رو . انشاالله سالیان سال در کنار هم خوش و سعادتمند زندگی کنین و به پای هم پیر بشین . راستی چقدر اون تاپیک قشنگ و با احساسه . شمام واردینا
    ببخشین اگه تبریکم دیر شد من باید اولین نفری می بودم که بهتون تبریک می گفتم .
    التماس دعا

  13. محمد دهقان می‌گه:

    با سلام
    زیبایی های وب شما منو غافلگیر کرد . خیلی خوب عمق محتوا را به مخاطب رسانیده اید . از این که در این عرصه فعالیت می کنید خوشحالم .
    فرصتی شد به من هم سر بزنید … محمد دهقان

  14. الف م می‌گه:

    سلام داداش جون . خوبین ؟ برادر زاده شیطونم خوبه ؟
    با این پست در خدمتتونم : عجل …
    قدم رنجه بفرمایین
    التماس دعا

  15. تینا می‌گه:

    سلام وخسته نباشید

    حقیقتش اگه ازم بپرسید تواینجاچیکارمیکنی تنهاجیزی که میتونم بگم اینکه وقتی دلم میگیره بی اجازه وارده اینجا میشم آروم متنهایی روکه اینجاحک شده رومیخونم …..میخونم وگریه میکنم ……

    دستتون دردنکنه بخاطر این سکوت دل دلتون شاد اجرتون باخدا

    فقط توروخدامنم دعاکنید

  16. سلام عالیه بود.اجرتون با امام زمان(عج)

نظرتان را ارسال کنید.

اَللّهُمَّ
كُنْ لِوَلِيِّكَ
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ
في هذِهِ السّاعَه وَفي كُلِّ ساعة
وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً
وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ
طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها
طَويلا

چه انتظار عجيبي !
تو بين منتظران هم عزيز من چه غريبي!
عجيبتر كه چه آسان نبودنت شده عادت !
چه بي خيال نشستيم !
نه كوششي نه وفائي.
فقط نشسته و گفتيم:
خداكند كه بيائي ...
rss
rss


سکوت دل، گاه نوشته های یک منتظر ظهور است.

حق کپی‌رایت برای سکوت دل محفوظ است.