logo
  • چه جمعه هاكه يك به يك غروب شد نيامدي

    چه بغضها كه در گلو رسوب شد نيامدي

    براي ما كه خسته ايم ودل شكسته ايم، نه / ولي براي عده اي چه خوب شد ، نيامدي/ تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام / دوباره صبح، ظهر، نه / غروب شد ، نيامدي.

  • السلام عليك ياأباعبدالله

    وعلي الارواح التي حلت بفنائك عليكم مني جميعا

    سلام الله أبدا مابقيت وبقي الليل والنهار ولاجعله الله آخر العهد مني لزيارتكم

۷
سید پیام
۲۴خرداد

کشف حجاب از زنان مسلمان و انهدام وجدان مشترک اسلامی، واقعیت تردید ناپذیر تاریخی است که از دیرباز مورد توجه جدی استعمار جهانی بوده است. از سال های دور کوشش های فراوانی شده است تا زمینه های روانی، فرهنگی و اجتماعی گریز از ارزش های اسلامی ایجاد شود. فرقه‌های نوظهور در کشف حجاب تأثیر داشتند؛ زیرا هدف اصلی آنها ساختارشکنی فرهنگی، دینی و اجتماعی در ایران بود. یکی از این فرقه‌های ضاله، بابیت بود. هنگامی که علی‌محمد باب، رهبر این فرقه، در قلعه چهریق در زندان به سر می‌برد، پیروان و طرفداران او در دشت «بدشت» نزدیک شاهرود جمع شدند.
آنها قرار بود در دشت «بدشت» به نوعی ساختارشکنی اساسی و جدی دست زنند؛ ازهمین‌رو زنی به نام قره العین در این اجتماع بابیان، برای نخستین‌بار در بین مردان با لباس نامناسب و بدون حجاب حضور یافت.این اقدام قره العین باعث پیدایش شکاف در بین طرفداران باب شد. 

بعضی از افرادی که دچار تبلیغات مسموم و فریفته شده بودند، با این وضعیت آگاه شدند و از این فرقه جدا گردیدند، اما عده‌ای دیگر به تداوم فعالیت تمایل بیشتری پیدا ‌کردند.پس از این اتفاق بود که در کشور ما تهاجم به حجاب به شکل‌های گوناگون بیشتر شد.

این نوشتار شخصیت “زرین تاج قزوینی” یکی از زنان بهایی را که زمینه ساز و مجری توطئه کشف حجاب در ایران بود را مورد بررسی قرار می دهد.

[تصویر:  78229-233182-1401511098.jpg]

تا زمان کشف حجاب و شروع تغییرات پر دامنه مدرنیسم رضاشاهی، نمونه ای یافت نمی شود که زنان ایرانی و حتی بانوان درباری، سر برهنه و بی حجاب در ملأ عام ظاهر شوند مگر یک زن !
در دوره ناصرالدین شاه، اولین زنی که به صورت عمومی و علنی کشف حجاب کرد زنی است با نام زرّین تاج که توسط سران بابیت ملقب به طاهره و قره العین و تنها زنی است که از “حروف حی” محسوب می‌شود.( لقبی که به بر اساس حروف ابجد به ۱۸ نفر از اولین کسانی که علی محمد باب ایمان آوردند، اطلاق می‌شود.)

قره العین زنی بود که او را تا قبل از گرایش به سید علی محمد باب، به عالمه و فاضله و شاعره بودن می ستودند. او در خانواده ای روحانی به دنیا آمد و دختر ملا محمّد صالح مجتهد قزوینى است، در شهر قزوین در سنه ۱۳۲۰ ه-. ق متولد شد.

زرّین تاج زنى در نهایت زیبایى، ولی در عین حال شهرت طلب و هوسباز بود. او نزد پدرش ملا صالح و عمویش ملا محمد تقى مجتهد (که بعدها بابیان او را کشتند) مشغول تحصیل گردید. در پایان تحصیل، پیرو مکتب شیخیّه شد و جزء مریدان سید کاظم رشتى به شمار آمد؛ عموى کوچکش ملا على که از این گروه به شمار مى رفت، او را در این راه تحریص و تشویق مى نمود، تا آنجا که ارسال نامه و مراسلات، بین زرّین تاج و سید کاظم رشتى باز شد، و سید کاظم رشتى او را قرّة العین (نور چشمى) خواند؛ از این زمان به بعد، او به لقب قرّة العین شهرت یافت.
این زن با پسر عموى خود ملا محمّد امام جمعه (پسر ملا محمد تقى شهید) ازدواج کرد، و از او داراى ۲ یا ۳ فرزند شد، ولى شوهردارى و بچه دارى براى او قید و زنجیرى بود؛ طولى نکشید که در سال ۱۲۵۹ ه- ق (در سن حدود ۲۹ سالگى)، شوهر و فرزندان و خانه خود را ترک کرده، و به عنوان اینکه دستش به استادش، سید کاظم رشتى برسد، به سوى کربلا روانه شد، ولى وقتى که به کربلا رسید، با خبر فوت سید کاظم روبرو شد.

در آنجا با شاگردان سید کاظم رشتى تماس داشت؛ یک عده از افراد هوسباز دورش را گرفتند، او که شیفته مقام طلبى و شهرت بود، پس از چندى به بغداد رفت، سپس توسط ملا حسین بشرویه اى، به حضور میرزا على محمد باب راه یافت، و کار او به جایى رسید که گاهى به نام خود، مردم را دعوت مى کرد، و گاهى به نام سید على محمد باب.

باب هم او را به لقب «طاهره» ملقّب ساخت. به گفته عباس افندى: «او در قریه بَدَشت جمله «من همان خدا هستم» را تا عنان آسمان به اعلى النّدا بلند نمود.

[تصویر:  78229-233181-1401511098.jpg]
قرة العین زنی بود صاحب قلم، شاعر و سخنران که به ادبیات و فقه و اصول کلام و تفسیر آشنایی داشت. وی در ایران، نخستین زنی بود که به خلاف رسم و عرف زمانه بی حجاب در برابر مردان ظاهر شد و با علما و رجال به بحث و مجادله پرداخت.

او نخستین زنی است که در تاریخ معاصر ایران، بر اساس دستورالعمل یک مکتب استعماری پوشش را از روی و تن برگرفت و در اجتماع مسۆولان ظاهر شد. با این اقدام گستاخانه و متهورانه، نخستین سنگ بنای بی حجابی را در جامعه اسلامی ایران به جا گذاشت و برای شروع هدف های استعماری و بر افروختن جهنم توطئه جرقه نخست را زد.

قره العین با ارائه رفتاری کاملاً متضاد با دستور دین اسلام و نیز شرایط روحی و اجتماعی آن دوران و با نمایش گذاشتن سیمای برهنه خویش، کوشید اولین کسی باشد که رسوم گذشته را از بین می برد و زمینه های اجتماعی گسترش بی دینی و اباحی گری را فراهم می کند.

قره العین با سیمایی آراسته بر منبر می نشست و با صراحت تمام می گفت: « آن چه اسلام آورده در هنگام ظهور باب ملغی و منسوخ است و چون باب قائم حق دارد که در مذهب تصرف نماید، پس شریعت اسلام بعد از ظهور قائم، منسوخ است و چون قائم هنوز احکام و تکالیف جدید را مدون و تکمیل نکرده است زمان فترت است و کلیه تکالیف از گردن مردمان ساقط .تا امروز تبعیت از احکام دین اسلام بر شما واجب بود، ولی از هنگام ظهور باب دیگر بر هیچ مسلمانی جایز نیست که از دستورات دین اسلام پیروی نماید. با لذت کامل زندگی کنید و از هر قیدی آزاد باشید.»

تاریخ گواهی می دهد که جذب قره العین به باب نه از جهت فکری، بلکه به علت شهوت پرستی او بود. وی نمی توانست به یک شوهر اکتفا کند، از طرف دیگر خاندان وی، مظهر زهد و قناعت، عصمت و عفت بودند و در چنین خاندانی برای او وسایل عیش و عشرت و آزادی وجود نداشت. به همین سبب تصمیم گرفت که یکباره خود را از قید و بند دین و مذهب آزاد سازد و با حزبی که به هیچ نظم و قاعده ای مقید نیست همراه شود. بابیان تنها حزبی بودند که دارای مرام اشتراک جنسی بودند. از همین رو قره العین با آنها پیوند خورد و اولین نغمه های شوم بی حجابی زنان را سر داد و خود را به عنوان اولین زن بی حجاب تاریخ معاصر مطرح کرد.

او در خلال تبلیغ مرام باب ، بدون هیچ واهمه ای عقاید سخیف بابیان را درباره ی اشتراک جنسی وصف می کرد و به حضار بشارت می داد که نه تنها از این پس زنان می توانند آزاد و رها در اجتماع حضور یابند، بلکه یک زن می تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد.

قره العین در اول ذیقعده ۱۲۶۸ هجری قمری مطابق با ۲۷ مرداد ۱۲۳۱ هجری شمسی به دست عزیزخان، سردار سپاه ناصر الدین شاه در باغ ایلخانی اعدام شد.

پس از مرگ او، اندیشه بی حجابی زنان یکی از برنامه های استعماری برای فرهنگ زدایی از ملل مسلمان شد.

”اولین زن بی حجاب در ایران +عکس“ دارای ۷ نظر است.

  1. سایه می‌گه:

    حجاب

    صورتت را با حجاب شوق تزیین می کنی
    حد دیدار نگاهم را تو تعیین می کنی
    چادرت سجاده ی محراب حجب لحظه هاست
    آسمان مهر را معراج تأمین می کنی
    طاق بستان نگاهت ساحت تنزیل عشق
    ساعت دیدار رویت را که تمکین می کنی؟
    گیسویت را آینه با دست خود تابیده است
    ماه می گوید که شبها عشق تمرین می کنی
    جزرو مد دارد گهی اطوار نیک اندیشییت
    گوئیا قانو ن جذب ودفع تدوین می کنی
    عکس هایت روی دفتر های دل خوش حالت ست
    عشق را به چه زبانی ،سرخ تبیین می کنی
    راستش را بگو:دستان تو در دست کیست
    کین چنین آیات قرآن را تو تضمین می کنی

    شاعر:ناصر اهورا

  2. منتظر می‌گه:

    [گل] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ [گل]

    [گل] الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم [گل]

    با سلام و احترام[گل]

    خسوف و کسوف غیرعادی[گل]

    از نشانه های ظهور « کسوف در نیمه ماه رمضان » و « خسوف در آخر یا اوّل همان ماه » است، « کسوف در روزهای نخست و روز های آخر ماه و « خسوف » در روزهای میانی ماه طبیعی و عادی است، ولی خورشید گرفتگی در وسط ماه یا ماه گرفتگی در اوایل و یا آخر آن ، ظاهراً امری غیر عادی است ، و رؤیت آن امکان ندارد. امام با قرعلیه السلام فرموده است: « دو نشانه پیش از قیام قائم(عج) پدید خواهد آمد ، یکی گرفتن خورشید در نیمه ماه رمضان و دیگر گرفتن ماه در آخر آن » ، مردی به امام علیه السلام عرض کرد:« ای پسر رسول خدا ، کسوف در وسط و خسوف در آخر ماه؟! » حضرت فرمود: « [آری] من آنچه را گفتم داناتر به آن هستم. اینها دو نشانه اند که واقع شدن آنها، از زمان هبـوط آدم علیه السلام سابقه ندارد » فـلسفـه این نشانه غیـر عادی همانند برخی نشانه های دیگر میتواند بیدار شدن مردم از خواب غفلت و یقین به امر ظهورباشد ، به عبارت دیگر، خداوند در آستانه ظهور ، برای اقامه حجّت برمردم و مطمئن ساختن یاران حضرت مهدی (عج) به ظهور آن حضرت، چنین پدیده هایی را بر خلاف معمول و به گونه معجزه ، محقق می سازد.[گل]

    خداوندا این ماه رمضان را زمان فرج آل محمد (ص) قرار ده[گل]

  3. بی تا می‌گه:

    سلام
    بروزم خوشحال میشم تشریف بیارید.

    بدرود

  4. ننه و بچه ننه می‌گه:

    سلام پسر گلم
    در مورد این مطلبتون باید عرض کنم خدا همه ی ما را به راه راست هدایت کند.

    اگر ختم قرآن برگزار کردین، خودتون یا دوستانتون حتماً خبرم کنید نیاز به شرکت دارم.

    ما را از دعای خیرتان بهره مند سازید.
    التماس دعا

  5. ننه و بچه ننه می‌گه:

    سلام پسر گلم
    در مورد این مطلبتون باید عرض کنم خدا همه ی ما را به راه راست هدایت کند.

    اگر ختم قرآن برگزار کردین، خودتون یا دوستانتون حتماً خبرم کنید نیاز به شرکت دارم.

    ما را از دعای خیرتان بهره مند سازید.
    التماس دعا
    چرا بعد از ارسال ،پیغام نمیده نظر ثبت شده یا نه؟

  6. منتظر می‌گه:

    بسم الله الرحمن الرحیم[گل]

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[گل]

    با سلام و احترام[گل]

    بخشی از پیام امام خمینی(ره) در شهادت دکتر چمران[گل]

    شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به « ملاء اعلی » دکتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولی‏عصر ارواحنا فداه تسلیت و تبریک عرض می‏کنم.[گل]

    چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیر وابسته به دستجات و گروه‏ های سیاسی ، و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست ، و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید.[گل]

    هنر آن است که بی‏ هیاهوهای سیاسی، و « خودنمایی » های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی، و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.[گل]

  7. منتظر می‌گه:

    بسم الله الرحمن الرحیم[گل]

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[گل]

    با سلام و احترام[گل]

    غیبت شأنیه[گل]

    با توجّه به شئون و تصرّفات گوناگون امام در جهان ، به این نتیجه میرسیم که غیبت حجّت خدا غیبت کلّی نیست، بلکه این غیبت و عدم حضور، غیبت جزئی است، یعنی: غیبت و عدم حضور در شأنی از شئونات ولایت. و آن شأن، معاشرت با مردم و هدایت مستقیم اجتماع بشری و تشکیل حکومت حق است. امام عصر (عج) در عصر غیبت، در همین یک شأن از شئونات ولایت و مقامات و تصرّفات خویش غائب است و در دیگر شئون ، حاضر ، نافذ و فعّال است. این یک واقعیّت شناختی بزرگ است که از آن در ابواب معرفت به « غیبت شأنیه » تعبیر میشود. امام در عصـر غیبت، دارای « غیبت شأنیه» و « حضرت (حاضر بودن) شئونیّه » است. آن حضرت در یک شأن و امر غائب و در بقیّه حاضر است ، زیرا که این شئون و حضور ، در ارتباط مستقیم با بقـاء و امتـداد تکوّن کائنات است.[گل]

    بنابراین مراقب گفتار ، رفتار و اعمال خود باشیم که همه امورات ما تحت نظر آن امام حی و ناظر است[خجالت][گل]

نظرتان را ارسال کنید.

اَللّهُمَّ
كُنْ لِوَلِيِّكَ
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ
في هذِهِ السّاعَه وَفي كُلِّ ساعة
وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً
وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ
طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها
طَويلا

چه انتظار عجيبي !
تو بين منتظران هم عزيز من چه غريبي!
عجيبتر كه چه آسان نبودنت شده عادت !
چه بي خيال نشستيم !
نه كوششي نه وفائي.
فقط نشسته و گفتيم:
خداكند كه بيائي ...
rss
rss


سکوت دل، گاه نوشته های یک منتظر ظهور است.

حق کپی‌رایت برای سکوت دل محفوظ است.