logo
  • چه جمعه هاكه يك به يك غروب شد نيامدي

    چه بغضها كه در گلو رسوب شد نيامدي

    براي ما كه خسته ايم ودل شكسته ايم، نه / ولي براي عده اي چه خوب شد ، نيامدي/ تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام / دوباره صبح، ظهر، نه / غروب شد ، نيامدي.

  • السلام عليك ياأباعبدالله

    وعلي الارواح التي حلت بفنائك عليكم مني جميعا

    سلام الله أبدا مابقيت وبقي الليل والنهار ولاجعله الله آخر العهد مني لزيارتكم

۵
سید پیام
۶بهمن
باورش سخت بود ولی؛
میون رزمنده های مقاومت
یه دلاور ایرانی پیدا کردیم
که نه تنها تو جنگ ۸ روزه حاضر بود بلکه تونسته
بود برای اولین بار به تلاویو نفوذ کنه

 

خواستیم راجع به پیروزی بزرگ ملت فلسطین
مصاحبه ای تهیه کنیم. دو تا گزینه پیش رومون بود. یکی مسئولین سربلند
مقاومت. یکی دیگه هم مسئولای فلک زده ی اسرائیل.

مسئولین مقاومت که همون روزای اول اینقدر
مصاحبه کردن که میشه گفت حرف نزده ای براشون نموند. اسرائیلی ها هم که اصلا
شرایط روحی خوبی نداشتن که بتونن به سوالامون جواب بدن. با خودمون گفتیم،
اصلا چرا با بچه های خط مقدم مقاومت مصاحبه نکنیم؟ رفتیم سراغشون…

باورش سخت بود ولی؛ میون رزمنده های مقاومت
یه دلاور ایرانی پیدا کردیم که نه تنها تو جنگ ۸ روزه حاضر بود بلکه
تونسته بود برای اولین بار به تلاویو نفوذ کنه…

این دلاور ایرانی یه خورده هم شوخ طبع بود.

مصاحبه با فاتح تلاویو جناب آقای فجر پنجعلی زاده!!

(داداش شهاب، گنبد نازنین، جنگ دوروزه، بریتانیای اصغر، ایالات متفرقه)

[تصویر:  fajr5.jpg]

سلام لطفا خودتونو برای دوستان ما معرفی کنین.

سلام علیکم. بنده فجر پنجعلی زاده هستم ولی شما میتونین منو جناب آقای فجر پنجعلی زاده صدا کنین!

لطفا بیشتر از خودتون برامون بگین.

بنده در دوران دفاع مقدس و در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشودم! نه،
خداییش اگه این جمله رو نمی گفتم شما خبرنگارا خودتون اونو اضافه نمی
کردین؟! (خنده ی قاه قاه جناب آقای فجر)

گویا شما حوصله ی پاسخ دادن به سوال های کلیشه ای رو ندارین. پس
یه راست بریم سر اصل مطلب. شنیدیم اخیرا حسابی گرد و خاک کردین. لطفا از
ماجراهاتون در فلسطین برامون تعریف کنین.

چند مدت پیش به دستور پدر عزیزم، یه سفر زمینی داشتم به مقصد فلسطین. اونجا
برادرای عزیزمون خیلی از من استقبال کردن. من هم که جنبه ندارم، داشتم با
دیدن اون استقبال ذوقمرگ می شدم. خلاصه همین چند روز پیش هم، رزمنده ها
اومدن و گفتن که جنگ شده. از یه طرف ذوق کرده بودم و از طرف دیگه هم به
خاطر کشته شدن بچه های کوچیک و معصوم نمی دونی چه حالی پیدا کرده بودم.
طوری قاطی کرده بودم که نگو و نپرس. از شدت عصبانیت قیافم عوض شده بود، شده
بودم شبیه داداش شهابم. (این داداش شهاب ما، اصلا اخلاق نداره و انصافا
خودم هم ازش می ترسم. خلاصه شبیه داداش شهاب شدن یعنی خیلی وحشتناک شدن!)

زمانی نگذشت که با کمک دوستان و برادران فلسطینی آماده شدم تا یه سفر
هوایی! داشته باشم به فلسطین اشغالی. راه افتادم تا یه حال اساسی به این
صهیونیست های ملعون کودک کش بدم که خدا لطف کرد و اونی شد که دیدین.

خب گنبد آهنین چی؟! اونو چی کار کردین؟!

(خنده ی قاه قاه جناب آقای فجر که با تمسخر می گوید) گنبد آهنین… گنبد
آهنین… گنبد آهنین… (تولید صدای زشتی با دهان؛ ناگهان توسط جناب آقای فجر)

(پس از کلی خنده آقای فجر بر خودش مسلط می شود)

اصلا اون نفله رو یادم رفته بود. راستش، وسط راه یه نفر جلوی من رو گرفت و
با لحنی خشن و با قلدری تمام پرسید: تو کی هستی؟ بچه! اینجا چی کار می
کنی؟! من هم در جوابش، خیلی محترمانه یه سیلی محکم خوابوندم زیر گوشش… چند
دوری دور خودش چرخید و آه و نالش بلند شد که: مامان، مامان، این منو زد.
مامان، گنبد آهنینتو کشتن! خلاصه بعد از این ماجرا تا منو می دید می گفت:
بفرما تو… پشت در بده! ایشون نهایت همکاری رو با من به عمل اُوردن و من
لازم می دونم در اینجا از ایشون تشکر کنم. (خنده ی قاه قاه جناب آقای فجر)
ضمنا به نظر من، بابا ننه ی این بدبخت، اسم بی ربطی براش انتخاب کردن. بهتر
بود به جای گنبد آهنین بهش می گفتن گنبد نازنین! حالا هم دیر نشده توصیه
می کنم برن اسمشو عوض کنن…

[تصویر:  %D9%81%D8%AC%D8%B1%DB%B2-497x300.jpg]


۵ دیدگاه
continue
۱۵
سید پیام
۲۱دی

316[1]

پیامبر (ص)

پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله) در تاریخ ۲۸ صفر سال ۱۰ هجرى در مدینه منوره چشم از جهان فرو بستند و به لقاء الله پیوستند، و این در حالى بود که سر در سینه برادر خویش على بن ابى طالب (علیه السلام) داشتند:

(ولقد قبض رسول الله…): و رسول خدا در حالى قبض روح شد که سر بر سینه من نهاده بود و جانش در میان دستانم گرفته شد و من دستم را بر چهره ایشان کشیدم و من متولى غسل آن حضرت شدم

و ملائکه مرا کمک مىکردند و در و دیوار خانه‏اش من از صداى آهسته آنان که بر او نماز مىخواندند و گروهى بالاى مىرفتند و گوش من از صداى آهسته آنان که بر او نماز مىخواندند خالى نمیىشد

تا آنکه او را در ضریحش به خاک سپردیم… (نهج البلاغه، فیض الاسلام: خطبه ۸۸).

رحلت پیامبر مصیبت بزرگى براى اسلام و مسلمانان به شمار مى‏رفت‏که تا آن روزگار نظیرى براى آن اتفاق نیفتاده بود. . حضرت على علیه السلام به انجام غسل و کفن پیامبر مشغول شد

و همراه بادیگر مسلمانان بر پیکر پاک آن‏حضرت نماز گزارد و آنگاه وى را درخانه‏اش، آرامگاه کنونى آن‏حضرت به خاک سپرد. بهترین درودها و سلامها بر تو اى رسول خدا و برخاندان پاک و پاکیزه‏ات باد!

امام حسن (ع)

وجود امام حسن بر معاویه گران بود و در راه رسیدن فرزندش، یزید به قدرت مانعى بزرگ به شمار مى رفت، لذا تصمیم گرفت امام حسن را از میان بردارد. از این رو در فکر چگونگى به شهادت رساندن امام بود

و در نهایت از همان وسیله اى که بسیارى از صحابه بزرگ رسول خدا را به شهادت رسانده بود، استفاده کرد. معاویه به وسیله عسل آغشته به سمّ بسیارى از اصحاب پیامبر از جمله، مالک اشتر را در

هنگام حرکت به سوى مصر و برخى دیگر را مسموم کرده بود. ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه مى گوید: هنگامى که معاویه خواست براى پسرش بیعت بگیرد، وجود حسن بن على (ع) از هرکس دیگر و

مانع دیگرى دشوارتر بود لذا سم فرستاد و آن حضرت را مسموم کرد. معاویه، جعده، دختر اشعث بن قیس (همسر امام) را فریب داد و به او وعده داد که اگر سم را به خورد امام بدهد و

امام را به شهادت برساند وى را به ازدواج پسرش یزید درآورد و صد هزار درهم به وى دهد. جعده سم را ـ ظاهراً به هنگام افطار ـ به حضرت خورانید و جگر امام را پاره پاره کرد:

خونى که خورد در همه عمر از گلو بریخت خود را تهى ز خون دل چند ساله کرد

حسن بن على ۴۸ سال عمر کرد و در آخر ماه صفر سال پنجاه هجرى به جوار پروردگارش شتافت. با شهادت امام حسن (ع) معاویه خوشحال گشت،

وقتى ابن عباس را دید به او گفت آیا خبر یافته اى که حسن بن على مرده است؟ ابن عباس پاسخ داد آیا براى همین مطلب تکبیر گفتى؟ معاویه گفت آرى. ابن عباس گفت

به خدا که مرگ او اجل تو را به عقب نخواهد انداخت و قبر او قبر تو را فراخ تر نخواهد کرد، مصیبتى که اینک با شهادت او بر ما وارد شده به میزان مصیبتى است که با فقدان سرور پیامبران و

امام پرهیزگاران و سرور اوصیا گریبانگیر ما گردید.

مام رضا (ع)

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن ۳۵ سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند

و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن ۵۵ سالگی به شهادت رساند.

ه قدرت و اراده الهی امام جواد (علیه السلام) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داده و بر آن نماز گذاردند و

پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گردید و قرنهاست که مزار این امام بزرگوار مایه برکت و مباهات ایرانیان است.

مختصری از کلمات حکمت‌آمیز امام:

امام فرمودند: “دوست هر کس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است.”

امام فرمودند: “علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سؤال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر می‌باشند: ۱

- سؤال کننده ۲- آموزنده ۳- شنونده ۴- پاسخ دهنده.”

امام فرمودند: “مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است.”

امام فرمودند: “چیزی نیست که چشمانت آنرا بنگرد مگر آنکه در آن پند و اندرزی است.”

امام فرمودند: “نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است.”


۱۵ دیدگاه
continue
۲
سید پیام
۱۳دی

سلام بردلسوختگان و زائرانش

سلام بر آنان که با دلهای شکسته و پاهای تاول زده به زیارت سالار شهیدان

نائل شدند و به مویه نشستند.

اینک چهل روزاز خزان شقایق ها می گذرد و نوبت پیغام عزت و جلال زینبیم…

n00179126-b

اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین، روز زیارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است.

عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا و انتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است.

عاشورا تا اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است و در این چهل روز، حسین(ع) تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بیداری و ظلم‏ستیزی باشد.

عاشورا، زمانه خون و ایثار است و اربعین، بهانه تبلیغ و پیمان. در عاشورا، حسین(ع) با تاریخْ سخن گفت و در اربعین، تاریخ پای درس حسین(ع) نشست.

عاشورا روز کشت “خون خدا” در کویر جامعه ظلم‏زده است و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن.

آری، اربعینْ فرصتی برای اعلام همبستگی با عاشوراست.هر اربعین حسینی، قاصد حماسه ای ماندگار، پیامدار استعلای ایمان، نشانه‏ای از شکوه عشق، و برگ همیشه سبزی بر درخت هماره سرخ شهادت است.
اربعین یک واژه نیست؛ کتابی قطور و پرماجراست. کتابی که گذر زمان و حادثه‏های زمین، هرگز نمی‏تواند نوشته‏های آن را محو کند و البته کهنگی در آن راه ندارد.

اربعین، هنرنامه مصوّر آرمان گرایی و حق یاوری است. اربعین، نشانه‏ای بر اعتلای دین و بالندگی زمزمه‏های دعا و تلاوت قرآن در شب عاشورای حسینی است.

اربعین، صدای عدالت و صداقت، و شاخه‏های درخت آزادگی است که از خاک کربلا روییده و تا ژرفای روزها و روزگاران ریشه دوانیده است.
اربعین، جویبار همیشه جاری و سرخ تاریخ، و جوشش چشمه‏های خون خداوند از چهار سوی عالَم است.


۲ دیدگاه
continue
اَللّهُمَّ
كُنْ لِوَلِيِّكَ
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ
في هذِهِ السّاعَه وَفي كُلِّ ساعة
وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً
وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ
طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها
طَويلا

چه انتظار عجيبي !
تو بين منتظران هم عزيز من چه غريبي!
عجيبتر كه چه آسان نبودنت شده عادت !
چه بي خيال نشستيم !
نه كوششي نه وفائي.
فقط نشسته و گفتيم:
خداكند كه بيائي ...
rss
rss


سکوت دل، گاه نوشته های یک منتظر ظهور است.

حق کپی‌رایت برای سکوت دل محفوظ است.