logo
  • چه جمعه هاكه يك به يك غروب شد نيامدي

    چه بغضها كه در گلو رسوب شد نيامدي

    براي ما كه خسته ايم ودل شكسته ايم، نه / ولي براي عده اي چه خوب شد ، نيامدي/ تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام / دوباره صبح، ظهر، نه / غروب شد ، نيامدي.

  • السلام عليك ياأباعبدالله

    وعلي الارواح التي حلت بفنائك عليكم مني جميعا

    سلام الله أبدا مابقيت وبقي الليل والنهار ولاجعله الله آخر العهد مني لزيارتكم

۱۸
سید پیام
۱فروردین

 

سلام آقا خوبی آخرین جمعه سال آمد و رفت و شما نیامدی 

 به پایان رسید سال ۹۰ اما این دل آسوده نگشت

کجایی آقا هر جمعه چشم انتظار بودیم  گفتند شب جمعه به کربلا میرید آقا میدانم چشمان ناپاکم لیاقت دیدن شما را ندارد اما در شب جمعه کربلا خیلی دلم سوخت. روضه های ابوالفضل(ع) را میخوانیم با عشق و سوز   و  چشم به راهتان هستیم.

آقا این عیدم  لیاقت نداشتم کنار شهدا باشم اینطوری سیاه شد دستم به قلم نمیرود در وبلاگم بنویسم گفتم با شما درددل کنم آقا جان قبل از نوشتن درددل شما میدانید دردلم چه میگذرد وچقدر سخت است درددل کردن با شما.

اقا جان سال ۹۰ خیلی سخت گذشت نعمتی بود برای بصیرت اما خودت میدانی چه گذشت.

آقا جان دلهای بی قرار شده است خودت میدانی چه میگذرد بر پیروان راه حق و ولایت.

آقا جان عید بی شما عید نیست و  عید یعنی ظهور منجی عالم تاب.

آقا جان سال ۹۱ چشم انتظاریم تا بیایی .

تحویل نمیگیرم…
سالی را که بدون حضور تو تحویل شود…

[تصویر: 84083156135810883245.jpg]

 

تو را غایب نامیده اند، چون «ظاهر» نیستی، نه اینکه «حاضر» نباشی.

«غیبت» به معنای «حاضرنبودن»، تهمت ناروائی است که به تو زده اند و آنان که بر این پندارند، فرق میان «ظهور» و «حضور» را نمی دانند، آمدنت که در انتظار آنیم به معنای «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را می خوانند، ظهورت را از خدا می طلبند نه حضورت را. وقتی ظاهر می شوی، همه انگشت حیرت به دندان می گزند با تعجب می گویند که تو را پیش از این هم دیده اند. و راست می گویند، چرا که تو در میان مائی، زیرا امام مائی. جمعه که از راه می رسد، صاحبدلان «دل» از دست می دهند و قرار از کف میدهند

 

 

آه می کشم تو را، با تمام انتظار             

                پر شکوفه کن مرا، ای کرامت بهار

در رهت به انتظار، صف به صف نشسته اند             

         کاروانی از شهید، کاروانی از بهار

      ای بهار مهربان! در مسیر کاروان           

              گل بپاش و گل بپاش! گل بکار و گل بکار!

بر سرم نمی کشی دست مهر اگر، مکش       

      تشنه محبتند، لاله های داغدار

دسته دسته گم شدند، سهره های بی نشان      

      تشنه تشنه سوختند، نخل های روزه دار

می رسد بهار و من، بی شکوفه ام هنوز         

          آفتاب من، بتاب! مهربان من، ببار

 لحظه تحویل  سال دعا برای فرج رو فراموش نکنیم . . . صلوات

 


۱۸ دیدگاه
continue
۱۸
سید پیام
۱۴اسفند


به این چهره‌ها نگاه کنید و به چهره‌هایی که هر روز از کنارتان رد می‌شوند. چهره‌هایی که از کنار ما رد می‌شوند با اینکه ظاهرا در رفاه بیشتر به سر می‌برند اما انگار همیشه از چیزی رنج می‌برند. خیلی فرق نمی کند از چه چیزی. مثلا قسطشان عقب افتاده یا درآمدشان کم است. ماشینشان خراب است یا کلاهشان را برداشته‌اند. مریض هستند یا مریضداری می‌کنند. بلیت سفر گیرشان نیامده یا بلیت مسابقه فوتبال! کسی به ماشینشان زده یا پلیس جریمه شان کرده. یا … و هزار مشکل و رنجی که تمامی ندارند.

اما لطفا ۲۲ ثانیه وقت بگذارید و به این عکس نگاه کنید…

[تصویر: 2522624710182799018324592619011188114.jpg]

اینها ۲۲ نفر از رزمندگان عرصه عشق و جوانمردی هستند. لازم نیست هیچ کدام را بشناسید. تنها به آرامش و شوقی که در چهره این جوانان غیور دیده می‌شود تامل کنید. آن وقت از برکت این نگاه‌های آسمانی بهره‌مند خواهید شد.

اینها هم زندگی را دوست ‌داشتند. آرزوی مدارج بالای تحصیلی هم داشتند. از داشتن خانه و ماشین هم بدشان نمی آمد. حتی برخی از اینها زن و بچه هم داشتند اما وقتی دیدند به آب و خاکشان تجاوز شده، در خانه نشستن را ننگ دانستند، جان با ارزش خود را به دست گرفته و مردانه به دفاع از ناموس و دینشان پرداختند.

اینها سبکبال و رها به استقبال شهادت رفتند تا چراغ خانه ما روشن بماند.

این عکس پیش از عملیات بدر در سال ۱۳۶۳ گرفته شده است.

شهدایی که در این عکس دیده می‌شوند:

محمدحسین اکرمی، محمدی قاری قرآن، فرج اله پیکرستان، محمدرضا صالح نژاد، حسین غیاثی، عبدالرضا شریفی پور، حمید کیانی، حسین انجیری، مصطفی معیری، سعید سعاده، امیر پریان، محمود دوستانی و عبدالمحمد خیرعلی مشاک.


۱۸ دیدگاه
continue
اَللّهُمَّ
كُنْ لِوَلِيِّكَ
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ
في هذِهِ السّاعَه وَفي كُلِّ ساعة
وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً
وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ
طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها
طَويلا

چه انتظار عجيبي !
تو بين منتظران هم عزيز من چه غريبي!
عجيبتر كه چه آسان نبودنت شده عادت !
چه بي خيال نشستيم !
نه كوششي نه وفائي.
فقط نشسته و گفتيم:
خداكند كه بيائي ...
rss
rss


سکوت دل، گاه نوشته های یک منتظر ظهور است.

حق کپی‌رایت برای سکوت دل محفوظ است.